بیامهدی شب هجران سحر کن

روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است         گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است

لحظه ها در تپش تاب و تب آمدنش      آسمان چشم به راه قدمش هر روز است

ای خدا کاش شود سال نوام عید فرج           که نگاهم نگران منتظر آن روز است

/ 0 نظر / 3 بازدید